مزمور ۵۰، مزمور حکمتی است. درباره آن چه که موردپسند خدا است، صحبت میکند.
(See: /WA-Catalog/en_tw?section=kt#wise)
خدا به قربانی حیوانات نیازی ندارد. او گوشت حیوانات را نمیخورد و خون آنها را نمینوشد. جهان و هر چه در آن است، متعلق به خدا است. او میخواهد مردم سپاسگزار او باشند و به او تکیه کنند. خدا افراد شریری را که عهد خود با خدا را پشت گوش میاندازند، طرد میکند.
(See: /WA-Catalog/en_tw?section=kt#blood and /WA-Catalog/en_tw?section=kt#evil)
این مزمور، سرودهای است که به مردم تعلیم میدهد. مراعات نظیر در شعر عبری معمول است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#writing-poetry and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)
نویسنده از سه نام مختلف برای صحبت درباره خدا استفاده میکند.
در اینجا واژه «زمین» به افرادی که بر روی زمین زندگی میکنند، اطلاق میشود. ترجمه جایگزین: «همه مردم را میخواند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
این عبارت به سمت شرق، جایی که خورشید طلوع میکند، و سمت غرب، جایی که خورشید غروب میکند، اشاره دارد. مقصود نویسنده از استفاده این دو منتهاالیه، نشان دادن همه جای زمین است. ترجمه جایگزین: «همه جای زمین»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-merism)
معانی محتمل عبارتند از: ۱) از «صهیون» که زیبایی آن در حد کمال است یا ۲) از «صهیون» که زیباترین شهر است.
نویسنده به گونهای درباره خدا صحبت میکند که گویی او نوری است که میدرخشد. این مطلب به خدا شاره میکند و سبب میشود مردم درباره جلال خدا بدانند. ترجمه جایگزین: «جلال خدا مانند نور میدرخشد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده از این عبارت منفی برای تاکید یک عبارت مثبت استفاده کرده است. ترجمه جایگزین: «او سخن میگوید تا همه بتوانند صدای او را بشنوند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-litotes)
نویسنده از آتش شعلهوری که همه چیز را میسوزاند به گونهای صحبت میکند که گویی آتش همه چیز را میبلعد. ترجمه جایگزین: «آتشی پیش روی او شعلهور است» (See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«طوفانی سهمگین در اطراف او خواهد بود»
معانی محتمل عبارتند از: ۱) خدا کسانی را که در آسمان و زمین زندگی میکنند، فرا میخواند تا هنگام داوری قوم خود، شاهد باشند یا ۲) خدا با آسمان و زمین سخن میگوید گویی آنها انسان هستند و آنها را فرا میخواند تا شاهدی باشند بر داوری قوم خود.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification)
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
معانی محتمل عبارتند از: ۱) نویسنده از واژه «آسمانها» برای اشاره به فرشتگانی که در آنجا زندگی میکنند، استفاده میکند یا ۲) نویسنده به گونهای از «آسمانها» سخن میگوید که گویی آنها انسانهایی هستند که درباره عدالت خدا شهادت میدهند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification)
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
«تو را توبیخ خواهم کرد اما نه به خاطر قربانیهایت». خدا توضیح میدهد که قربانیهای آنها دلیل توبیخ شان از سوی خدا نیست.
کسی را به خاطر انجام کار اشتباه گناهکار دانستن
این عبارت توضیح میدهد که چرا خدا آنها را به خاطر قربانیهایشان توبیخ نمیکند. عبارت « دائماً در نظر من است» به این اشاره میکند که [قربانیها] در حضور خدا هستند و به معنای آن است که قوم خدا دائماً قربانیهای سوختنیشان را به حضور خدا میبرند. ترجمه جایگزین: « شما دائماً قربانیهای سوختنی به من پیشکش میکنید»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
مکانی که با دیوار محصور شده است و در آن بز و گوسفند نگهداری میشود.
عبارت « بر هزاران کوه» تعداد کل بهایمی که به خدا تعلق دارد را بیان نمیکند بلکه این عدد، اغراقی است برای تاکید این مطلب که تمام بهایم جهان از آنِ خدا است. فعل این عبارت را نیز میتوان از جمله قبلی تامین کرد. ترجمه جایگزین: « تمام بهایم جهان از آنِ من است»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-hyperbole and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-ellipsis)
«۱۰۰۰ تپه»
واژه «میشناسم» نشان دهنده مالکیت است. ترجمه جایگزین: «همه پرندگان از آنِ من است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
این چیزی است که نمیتواند اتفاق بیافتد، زیرا خدا گرسنه نمیشود.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-hypo)
خدا با مطرح کردن این پرسش بدیهی تأکید میکند که او این کارها را انجام نمیدهد، بنابراین نیازی به قربانیهای آنها نیست. ترجمه جایگزین: « گوشت گاوان را نمیخورم و خون بزها را نمینوشم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion)
در اینجا خدا به خودش اشاره میکند. ترجمه جایگزین:«برای من قربانی بگذران»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-123person)
نویسنده به گونهای درباره «نذرها» صحبت میکند که گویی آنها پولی است که انسان باید به خدا بپردازد. ترجمه جایگزین: «نذرهای خویش را به حضرت اعلی ادا کن» یا «به وعدهای که به حضرت اعلی دادهای، عمل کن»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
در اینجا واژه «روز» به هر مقطعی از زمان اشاره میکند. ترجمه جایگزین: «در هر زمانی که مشکل داری»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
در اینجا همچنان خدا سخن میگوید و با خودش به عنوان سوم شخص صحبت میکند. ترجمه جایگزین: «و اما به شریر میگویم»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-123person)
واژه «شریر» به طور کلی به افراد شریر اشاره میکند. ترجمه جایگزین: «به افراد شریر»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-nominaladj)
خدا به گونهای از افراد شریری که کلمات عهد خود را از حفظ میخوانند، صحبت میکند که گویی آنها عهد خود را در دهانشان قرار دادهاند. ترجمه جایگزین: «درباره عهد من صحبت میکنی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این پایان پرسشی بدیهی است که با این عبارت آغاز شده بود «تو را چه کار است» (مزمور ۱۶:۵۰). خدا با استفاده از این پرسش افراد شریر را توبیخ میکند. این پرسش میتواند به یک عبارت خبری تغییر کند: «تو حق نداری که فرایض وعهد مرا بیان کنی زیرا تو از قوانین نفرت داری و کلام مرا پشت سر انداختی». (See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion)
خدا به گونهای با افراد شریری که به کلام او بی اعتنایی میکنند، صحبت میکند گویی آنها زبالهای را دور میاندازند. ترجمه جایگزین: «آن چه را میگویم، دور میاندازی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
معانی محتمل عبارتند از: ۱) آنها کارهای دزد را تایید میکنند. ترجمه جایگزین: «تو او را تایید میکنی» یا ۲) آنها به دزد و کارهایش ملحق می شوند. ترجمه جایگزین: «تو به او پیوستی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
خدا درباره کسی که دهان خود را به شرارت باز میکند به گونهای صحبت میکند که گویی دهان او پیامآوری است که به فرد پیغام میدهد حرفهای شریرانه بزند. ترجمه جایگزین: «تو دائماً در حال گفتن چیزهای شریرانه هستی»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche)
واژه «زبان» بیانگر فردی است که صحبت میکند. ترجمه جایگزین: «تو دائماً در حال دروغ گفتن هستی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche)
این دو جمله دارای معانی مشابهی هستند اما واژههای مختلفی در آنها استفاده شده است. خدا آنها را به دروغگویی درباره اعضای خانواده خود متهم میکند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)
«نشستن و صحبت کردن» علیه کسی بدین معنی است که شخص میخواهد به عمد چیزهای بدی درباره کسی بگوید. ترجمه جایگزین: «تو همیشه دنبال راهی برای بدگویی هستی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
از آنجا که خدا سکوت کرده بود و مردمان شریر را به خاطر اعمال شان توبیخ نکرده بود، آنها فکر میکردند که خدا کارهای آنها را تایید کرده است. ترجمه جایگزین: «تصور میکردی من کسی بودم که درست مانند تو عمل میکند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
کسی را به خاطر انجام کار اشتباه گناهکار دانستن
خدا از ثبت کردن همه کارهای ظالمانهای که آنها انجام دادهاند، صحبت میکند. ترجمه جایگزین: «همه کارهایی را که انجام دادهای، ثبت میکنم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
در اینجا عبارت « پیش نظر تو» به این معنی است که فهرست کارها جایی است که میتوان آن را دید. یعنی آنها قادر نیستند اتهاماتی را که خدا علیه آنها مطرح میکند، انکار کنند. ترجمه جایگزین: «درست در مقابل تو» یا «به طوری که نمیتوانی آن را انکار کنی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
خدا درباره شریرانی که به او بیاعتنایی میکنند، صحبت میکند، گویی آنها او را فراموش کردهاند. او با خودش به عنوان سوم شخص صحبت میکند. ترجمه جایگزین: «شمایی که به من بیاعتنایی میکنید»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-123person)
خدا درباره نابودی شریران به گونهای صحبت میکند که گویی او شیری است که شکار خود را میخورد. ترجمه جایگزین: «شما را نابود خواهم کرد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
خدا درباره شیوه زندگی یک فرد به گونهای صحبت میکند که گویی این مسیری است که فرد در آن سفر میکند. ترجمه جایگزین: «آن که در مسیر درست زندگی میکند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
اسم معنی «نجات» میتواند به عنوان «رستگاری» بیان شود. خدا در اینجا به عنوان سوم شخص به خودش اشاره میکند. ترجمه جایگزین: «وی را رستگار خواهم کرد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-123person)