مزمور ۵۱، مزمور توبه از گناه است.
(See: /WA-Catalog/en_tw?section=kt#repent and /WA-Catalog/en_tw?section=kt#sin)
توبه
مزمورنویس حقیقتا از گناهی که مرتکب شده، پشیمان است. او توبه کرد و خدا او را بخشید. خدا برای گناهی که انجام شده حزن و پشیمانی حقیقی میخواهد نه قربانی. (See:
/WA-Catalog/en_tw?section=kt#true and /WA-Catalog/en_tw?section=kt#forgive)
نویسنده مزمور
متخصصین بر سر این مسأله که آیا این مزمور را، آن طور که در عنوان آن ذکر شده، داوود پادشاه نوشته است اختلاف نظر دارند. حداقل میتـوان فرض کرد که دو آیه آخر بعد از زمانی که اورشلیم با دیوارهای مستحکمی که در دوران سلطنت پادشاه داوود ساخته شده بودند، محافظت میشد، به متن اضافه شدهاند.
مراعات نظیر در شعر عبری معمول است. در این مزمور داوود از خدا طلب بخشش میکند.<o:p></o:p><o:p> </o:p>(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#writing-poetry and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)
«برای رهبر گروه پرستش» [این برای رهبر ارکستری است که در پرستش استفاده میشود]<o:p></o:p><o:p> </o:p>
معانی محتمل عبارتند از: ۱) داوود مزمور را نوشته است یا ۲) مزمور درباره داوود است یا ۳) مزمور، به سبک مزمورهای داوود است.<o:p></o:p><o:p> </o:p>
می توان آشکارا توضیح داد که وقتی ناتان نزد داوود آمد چه کار کرد، زیرا این مزمور در پاسخ به آن کار است. ترجمه جایگزین: «وقتی که ناتان نبی نزد داوود آمد و او را توبیخ کرد» <o:p></o:p> (See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)<o:p> </o:p>
اسم معنی «رحمت» را میتوان به عنوان یک صفت ترجمه کرد. ترجمه جایگزین: «زیرا تو رحیم هستی» [زیرا تو به وعده خود وفادار هستی] <o:p></o:p>(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)<o:p> </o:p>
«زیرا تو کارهای زیادی از روی بخشندگی انجام میدهی»<o:p></o:p><o:p> </o:p>
بخشش گناهان به معنای آن است که یا ۱) آنها را محو کن یا ۲) گناهانی را که یادداشت شدهاند، پاک کن. ترجمه جایگزین: «گناهانم را ببخش مانند کسی که چیزی را پاک میکند» یا «گناهانم را فراموش کن مانند کسی که گناهان یادداشت شده را پاک میکند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
هر دو عبارت معنای یکسانی دارند. <o:p></o:p>(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)<o:p> </o:p>
مورد قبول خدا بودن گویای پاک بودن است. خدا با بخشش گناهان، انسانها را مقبول میسازد. ترجمه جایگزین: «تمام گناهانم را بشوی» یا «تمام گناهانم را ببخش تا مقبول تو باشم»
<o:p></o:p>(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)<o:p> </o:p>
کاملا، تماما<o:p></o:p><o:p> </o:p>
مورد قبول خدا بودن گویای پاک بودن است. خدا با بخشش گناهان، انسانها را مقبول میسازد. ترجمه جایگزین: «گناهانم را پاک کن» یا «مرا به خاطر گناهانم ببخش تا پاک شوم»
<o:p></o:p>(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
عدم توانایی او در فراموش کردن گناهانش حاکی از آن است که آنها همیشه در مقابل او قرار دارند، جایی که میتواند آنها را ببیند. ترجمه جایگزین: «همیشه از گناهانم آگاه هستم» یا «نمیتوانم گناهانم را فراموش کنم»
<o:p></o:p>(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
در اینجا واژه «نظر» نشان دهنده داوری است. یهوه اعمال داوود را دید و آنها را تأیید نکرد. ترجمه جایگزین: «آن چه در داوری تو بدی است» یا « آن چه را در داوری خود بدی در نظر میگیری»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
گناهکار بودن بیانگر «در معصیت بودن» است. ترجمه جایگزین: «من پیش از آن که متولد شوم، گناهکار بودهام»
See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
گناهکار بودن بیانگر«در گناه بودن» است. ترجمه جایگزین: «حتی زمانی که مادرم مرا آبستن شد، من گناهکار بودهام»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
در اینجا استفاده از واژه «اینک» توجه ما را به تضاد میان این جمله و عبارت « اینک در معصیت سرشته شدم» (آیه ۵) جلب میکند. «من حقیقتا در معصیت سرشته شدم ... اما تو به راستیِ در قلب راغب هستی»<o:p></o:p><o:p> </o:p>
«باطن من» بیانگر ۱) خواستههای فرد است یا ۲) بیانگر کلیت فرد است. ترجمه جایگزین: «از من میخواهی که راغب حکمت باشم[ قابل اعتماد باشم]» یا «از من میخواهی که حکیم[ امین/ وفادار] باشم»<o:p></o:p>
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche)<o:p> </o:p>
مورد قبول خدا بودن گویای پاک بودن است. خدا با بخشش گناهان، انسانها را مقبول میسازد.<o:p></o:p>(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)<o:p> </o:p>
نویسنده به گونهای درباره خدا صحبت میکند که گویی او کاهنی است که آب روی او میریزد تا مورد قبول خدا قرار گیرد. ترجمه جایگزین: «با پاشیدن آب و زوفا بر من مرا مورد قبول خود قرار ده» یا «مرا به خاطر گناهانم ببخش تا مورد قبول تو واقع گردم»<o:p></o:p><o:p> </o:p><o:p> </o:p>(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
گیاهی است که کاهنان همراه با آب یا خون بر روی اشخاص یا اشیاء میپاشیدند تا از نظر تشریفاتی پاک شوند و مورد قبول خدا قرار گیرند.<o:p></o:p><o:p> </o:p>
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نداشتن گناه حاکی از سفید بودن است. ترجمه جایگزین: «خیلی خیلی سفید»<o:p></o:p>
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
این دو واژه، اساسا معنای یکسانی دارند و تأکید میکنند که او تمایل به شنیدن چیزهای شادیآور دارد.<o:p></o:p><o:p>(See: </o:p>
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-doublet)
او به قدری محزون و غمگین است که گویی استخوانهایش شکستهاند. ترجمه جایگزین: «از آنجا که غم و اندوه عظیمی در درونم ایجاد کردی، بگذار دوباره به وجد آیم.» <o:p></o:p>(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
فکر کردن به گناهان کسی مانند این است که آنها را میبینیم. بخشش گناهان یا امتناع از فکر کردن به آنها بیانگر این است که تصمیم میگیریم آنها را نبینیم. ترجمه جایگزین: «به گناهان من نگاه نکن» یا «گناهانم را به یاد نیاور»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
بخشیدن گناهان کسی یا امتناع از فکر کردن به آنها بیانگر این است که ۱) آنها را محو کردهایم یا ۲) گناهانی را که یادداشت شدهاند، پاک کردهایم. ترجمه جایگزین: «گناهانم را ببخش مانند کسی که چیزی را پاک میکند» یا «گناهانم را فراموش کن، مانند کسی که گناهان یادداشت شده را پاک میکند»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
در اینجا واژه «دل» بیانگر تمایلات و احساسات است. کاملا فداکار و مطیع خدا بودن بیانگر داشتن دل طاهر است. ترجمه جایگزین: «مرا کاملا وفادار خود ساز» یا «در من این خواسته را ایجاد کن که همیشه از تو پیروی کنم». <o:p></o:p><o:p> </o:p><o:p>(See: </o:p>
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
در اینجا واژه «روح» بیانگر نگرش و خواستههای داوود است. ترجمه جایگزین: «نگرش مرا اصلاح کن» یا «در من این خواسته را ایجاد کن که همیشه آن چه را که درست است، انجام دهم». <o:p></o:p>(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)<o:p> </o:p>
«مرا وادار مکن که از حضور تو دور شوم». طردشدن توسط خدا بیانگر آن است که مجبور هستی از او دور شوی. ترجمه جایگزین: «مرا به عنوان یکی از افراد قوم خود، طرد مکن».
<o:p></o:p> (See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«مرا حمایت کن» یا «مرا یاری کن»
«طریقی که میخواهی مردم در آن زندگی کنند» یا «کاری که میخواهی مردم انجام دهند»<o:p></o:p><o:p> </o:p>
در اینجا هر دوی این واژگان به افراد یکسانی اشاره دارند.<o:p></o:p><o:p> </o:p>
این عبارت به کشتن شخص دیگری اشاره میکند. [مرا از ریختن خون شخص دیگری نجات ده]
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
در اینجا فرد با «زبان» خود معرفی شده است. [دهان فرد معرف خود اوست]. توانایی صحبت کردن به معنای باز بودن لبهاست. در اینجا عدم توانایی در صحبت کردن، نمادی از گناهکار بودن و عدم توانایی در دفاع از خود می باشد. ترجمه جایگزین: «خداوندا، به من توانایی صحبت کردن بده و من تو را تسبیح خواهم گفت»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche)
این بدان معنا است که خدا چیزی مهم تر از قربانی میخواهد. ترجمه جایگزین: «قربانی برای خشنودی تو کافی نیست. ... تو چیزی بیش از قربانیهای سوختنی میخواهی»
<o:p></o:p>(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
«قربانیهایی که خدا را خشنود میکنند» <o:p></o:p><o:p> </o:p>
روح شکسته معرف یک رفتار خاضعانه است. ترجمه جایگزین: «فروتنی» یا «شخصی که فروتن میشود»<o:p></o:p><o:p> </o:p><o:p> </o:p>See: [[rc://en/ta/man/translate/figs-metaphor and
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
پشیمانی و خضوع فرد برای گناهانش حاکی از داشتن دل شکسته و نادم است. دل، بیانگر احساسات و خواسته ها میباشد. ترجمه جایگزین: «حزن و فروتنی» یا «شخصی که از گناه خود پشیمان و فروتن است» <o:p></o:p>
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
حصارهای شهر که از شهر و مردمان آن محافظت میکنند. معانی محتمل عبارتند از: ۱) «ما را قادر ساز تا حصارهای اورشلیم را دوباره بنا کنیم» یا ۲) «از اورشلیم محافظت کن و آن را مستحکم ساز» <o:p></o:p>
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
گوساله، گاو نر جوان است. طبق فرمان خدا گوسالهها اغلب به عنوان حیوانات قربانی استفاده میشدند. <o:p></o:p>