مزمور ۹ یک مزمور پرستشی است.
خدا محافظ است. او قادر مطلق است و دشمنانش قادر به ایستادگی در برابر او نیستند.
این مزمور و مزمور ۱۰ به شکل شعری منکسر یا موشح هستند. که به این معنی است که هر قسمت با یک حرف متوالی ازحروف الفبای عبری آغاز میشود.
این مزمور داری توضیحاتی قبل از شروع مزمور است که مزمور ۱۰ این توضیحات را ندارد. این حقیقت و شکل موشح هر دو مزمور، برخی متخصصان را به این باور میرساند که دو مزمور احتمالا به عنوان یک مزمور نوشته شدهاند.
همبستگی عبارات[ مراعات نظیر] در شعر عبری معمول است.
(آدرسهای: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#writing-poetry و /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism را ببینید)
«این برای رهبر موسیقی، برای استفاده در پرستش است»
این احتمالا به سبکی از موسیقی اشاره میکند.
از آن جایی که این مزمور یهوه [خداوند] را مخاطب قرار میدهد، به یهوه [خداوند] میتواند به صورت «تو» اشاره شود. ترجمه جایگزین: «تو را، ای یهوه [خداوند]، به تمامی دل سپاس خواهم گفت»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-123person را ببینید)
اسم «اعمال» میتواند در قالب فعل به صورت «انجام دادن» بیان شود. ترجمه جایگزین: «تمام کارهای شگفتانگیزی که انجام میدهی» یا «تمام کارهای شگفتانگیزی که انجام دادهای»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns را ببینید)
در اینجا نام خدا بیانگر خود خدا است. ترجمه جایگزین: «ستایش تو را خواهم سرایید»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy را ببینید)
«عقب نشینی کردن» یا «از ترس فرار کردن»
پادشاهان اقتدار داوری بر مردم را داشتند، وآنان بر تختشان مینشستند زمانی که داوری میکردند. داوود طوری سخن میگوید گویی خدا پادشاهی زمینی است. ترجمه جایگزین: «تو همچون پادشاهی که بر مسندش مینشیند، داوری میکنی، و تو عادل هستی»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy را ببینید)
فراموش شدن مردم همچون محو کردن نام آنان بیان شده است. ترجمه جایگزین: «تو منجر به فراموش شدن آنان شدی گویی نامشان محو شده است» یا «هیچ کس دوباره آنان را به یاد نخواهد آورد»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor را ببینید)
«پاک کردهای»
از دشمنان همچون شهری مملو از بناهای ویران و خرابهها سخن گفته شده است. ترجمه جایگزین: «دشمنانمان نابود گردیدند»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile را ببینید)
«زمانی که تو شهرهایشان را نابود ساختی»
در اینجا از کلمه «ذکر» طوری سخن گفته شده است گویی موجودی با قابلیت مردن است. ترجمه جایگزین: «ذکر یادشان تماما متوقف شده است» یا «دیگر هیچ یادی از آنان باقی نیست»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor را ببینید)
اسم معنای «ذکر» میتواند در قالب فعل بصورت «به خاطر آوردن» بیان شود. ترجمه جایگزین: «هیچ کس آنان را به خاطر نمیآورد»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns را ببینید)
«باقی» احتمالا بیانگر نشستن او بر تخت همچون پادشاهی است. ترجمه جایگزین: «یهوه [خداوند] تا ابد بر تخت خویش نشسته است» یا «یهوه [خداوند] تا ابد حکومت میکند»[ در فارسی به این شکل نیامده]
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy را ببینید)
اصطلاح «تخت خویش» بیانگر حکومت و حکمرانیِ خدا است. معانی احتمالی عبارتند از: ۱) «او برای داوری مردم حکومت میکند» یا «او بر مردم عادلانه حکومت میکند»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy را ببینید)
این دو عبارت معانی مشابهی را بیان میکنند.
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism را ببینید)
در اینجا «ربع مسکون» بیانگر تمام مردم جهان است. ترجمه جایگزین: «او تمام مردم جهان را به عدالت داوری خواهد کرد»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy را ببینید)
خدا همچون مکانی بیان شده است که مردم برای امنیت میتوانند به آنجا بروند. ترجمه جایگزین: «خدا کوفتهشدگان را محافظت خواهد کرد» یا «خدا امنیت کوفتهشدگان را فراهم خواهد کرد»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor را ببینید)
در اینجا کلمات «نام تو» بیانگر خود خدا هستند. ترجمه جایگزین: «آنانی که تو را میشناسند»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy را ببینید)
«رها نکردهای» یا «ول نکردهای»
«در اورشلیم ساکن است»
اینجا «قومها» بیانگر مردمان آن قومها است.
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy را ببینید)
آن چه به یاد میآورد، میتواند گویاتر بیان شود. ترجمه جایگزین: «زیرا او که انتقام کیرندهٔ خون است، کسانی را که کشته شدهاند به یاد میآورد» یا «زیرا خدا کسانی را که کشته شدهاند به یاد میآورد و قاتلان را مجازات میکند»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit را ببینید)
«فریاد مساکین را نادیده نمیگیرد»
این میتواند به صورت معلوم بیان شود. ترجمه جایگزین: «ببین چگونه خصمانم به من ظلم میکنند» یا «ببین دشمنانم چقدر ناشایست با من رفتار میکنند»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive را ببینید)
از مرگ طوری سخن گفته شده است گویی شهری دارای دروازهها است که مردم به آن وارد میشوند. آگر فردی نزدیک دروازههای مرگ باشد، یعنی به زودی خواهد مرد. از مانع مرگ کسی شدن، همچون دور نگهداشتن او از دروازههای شهر سخن گفته شده است. ترجمه جایگزین: «ای کسی که قادر به نجات من از مرگ هستی» یا «ای کسی که قادری مانع مرگ من شوی»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor را ببینید)
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
ٰٰ
مردم چالهها حفر میکنند تا حیواناتی را که در آنها میافتند، بگیرند. در اینجا چاه کندن بیانگر نقشه کشیدن برای نابودی مردم است. ترجمه جایگزین: «امّتها مانند مردمانی هستند که برای دیگران چاه میکنند، ولی خود در آن میافتند»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor را ببینید)
مردم دامها میگسترند تا حیواناتی را که در آنها میافتند، بگیرند. در اینجا دام نهادن بیانگر نقشه کشیدن برای نابودی مردم است. ترجمه جایگزین: «آنان همچون افرادی هستند که دام نهاده و خود در آن گرفتار میشوند»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor را ببینید)
اینجا «شریر» صفت اسمی است که به افراد شریر اشاره دارد. رفتار یک شخص شریر برای آسیب رساندن به دیگر افراد همچون دامی که فرد شریر نهاده و خود در آن افتاده و راه گریزی ندارد، بیان شده است. این میتواند به شکل معلوم نیز بیان شود. ترجمه جایگزین: «زمانیکه فرد شریری در صدد آسیب رساندن به دیگر افراد برمیآید، اعمالش در نهایت به خود وی آسیب خواهد رساند»
(آدرسهای: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-nominaladj و /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor را ببینید)
«به دام افتاده است»
«مطرود خواهند شد»
این به «افراد شرور» اشاره میکند.
این میتواند به شکل معلوم بیان شود. ترجمه جایگزین: «خدا مسکین را همیشه فراموش نخواهد کرد» یا «خدا به یاد مسکین خواهد بود»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive را ببینید)
امید همچون شئی بیان شده است که قابل شکستن و نابودی است. ضایع شدن امید بیانگر اتفاقاتی است که افراد بدان امید دارند، ولی هرگز اتفاق نمیافتد. ترجمه جایگزین: «و امید حلیمان تا به ابد بدون نتیجه نخواهد بود» یا «و روزی آن چه حلیمان بدان امید بستهاند، به حقیقت خواهد پیوست»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor را ببینید)
برخیز، بیانگر شروع به انجام کاری است. ترجمه جایگزین: «کاری انجام بده» یا «وارد عمل شو»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy را ببینید)
مردم
در اینجا داوری بیانگر مجازات است. ترجمه جایگزین: «مجازات خواهد شد»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy را ببینید)
پیشگاه بیانگر حضور است. ترجمه جایگزین: «در حضور تو»[ در فارسی به انجام شده]
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy را ببینید)
این میتواند به شکل معلوم بیان شود. ترجمه جایگزین: «امّتها را در حضور خود داوری کن» یا «امّتها را به حضور خود بخوان و آنان را مجازات کن»
(آدرس: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive را ببینید)
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.